تنهام تنها تر از همیشه می خوام بنویسم ولی نمی دونم می شه یا نه با وبلاگ قبلی تجربه خوبی نصیبم نشد. چند روزیه که توی اوج تنهایی و اضطراب به نوشتن فکر می کنم.
بیشتر از آب و غذا به حرف زدن و خالی شدن احتیاج دارم
من آدمی نیستم که از نوشتن خسته بشم. دارم از ننوشتن خفه می شم. خیلی حرف دارم. کلی بغض دارم که فقط اینجا خالی می شه. پس می نویسم. تا زنده هستم می نویسم. چه اینجا چه هر جای دیگه